مورفی، شب، و از این‌جور چیزها

روزنوشت‌ها


اگر یک بار از شب‌ها لذت برده باشید، دیگر نمی توانید کنارش بگذارید. مثلاً کافی است یک شب تا صبح درس خوانده باشید و بعد در امتحان موفق شده باشید. یا یک شب ساعت ها با دوست یا معشوق‌تان صحبت کرده باشید و آن‌وقت شب ها برایتان خاص شده باشد. بعد کم کم شب ها هی کش می آیند، نه می توان از آن‌ها دل کند و نه آن‌ها از آدم دل می کنند. مثلاً صبح نمی شود. مثل الآن. وگرنه من آدمی نبودم که اصولم را به این راحتی زیر پا بگذارم. همین عدم گذاشتن پست با کمتر از 24 ساعت اختلاف با پست قبلی!

اما هر چیزی، اولین دارد. این هم اولینِ این. شب کش می آید و من هم به طبع‌اش، کش می آیم. مثلاً الان 57 وبلاگِ نخوانده‌ام را خواندم، بعضی هایشان فکرم را درگیر کرده‌اند. حالا مصاحبه‌ی اخیر اسپیلبرگ را هم خواندم، و ذهنم مدام محتوای وبلاگ ها را به حرف های اسپیلبرگ، و بعد کشفِ جدید ناسا ربط می دهد. این‌طور استنتاج کرده‌ام که میزان کش آمدن شب، با کش آمدن فکر رابطه مستقیم دارد. مستقیم هم نباشد، دست‌کم معکوس نیست. بعد اتفاق جالبی که افتاده این است که یک وبلاگی را هم پیدا کرده ام - نه از بیان - که هیچ چیز ندارد. یک صفحه ی سفید است بدونِ قالب، وسط چین و فقط متن ها پشت هم مثل طومار آمده اند. ساعت سه است و آن‌قدر جذبش شده‌ام، که فکر می‌کنم دینی به گردنم پیدا کرده است!

این‌ها را گفتم که پست طولانی شود، که مثلاً خودم را برای شکستن قوانین‌ام توجیه کرده باشم. وگرنه همه‌اش بر می گردد به قوانینِ مورفی. اگر شما هم تا الان بیدارید، پس باید از طنزِ سیاه قوانین مورفی لذت ببرید. مخصوصاً قسمت عاطفی‌اش که باب روحیه‌ی ما ایرانی هاست؛

همه خوب‌ها تصاحب شده‌اند، اگر تصاحب نشده باشند، حتما دلیلی دارد.
هر چه شخصی بهتر و مناسب‌تر باشد، فاصله‌اش از تو بیشتر است.
شعور ضربدر زیبایی ضربدر در دسترس بودن، مساوی عددی ثابت است که این عدد همیشه صفر است. هیچ وقت نمی‌شود کسی را پیدا کرد که همزمان هر سه مورد را داشته باشد!
میزان عشق دیگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آن‌ها.
چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب می‌کند همان چیزهایی هستند که چند سال بعد او بیشترین تنفر را از آنها پیدا خواهد کرد.
وقتی همسر یک مرد با او به تفاهم می‌رسد که از گوش کردن به او دست بر دارد!
احتمال روبه‌رو شدن با یک آشنا، وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

امین زمانی

من آدم‌ها، سینما، کتاب‌ها و الگوریتم‌ها را دوست دارم!
 
این نوشته در #روزنوشت‌هامنتشر شده. نوشته‌های دیگر با این هشتگ:

نظرات

اصل نوشته‌ها برای خوانده شدن هستند. این‌جا دربارهٔ سینما، ادبیات، و بیشتر از همه زندگی می‌نویسم. کپی از نوشته‌ها مجاز است اگر فکر می‌کنید باید جای دیگری هم منتشر شوند؛ اسم دیزالوْ را هم اگر بیاورید که چه بهتر.

© ۱۳۹۶ - ۱۴۰۰ وبلاگ دیزالوْ