در زندگی هیچ تجربه‌ای شخصی‌تر و غیرقابل گفتگوتر از نیست.

من در روزنوشت‌ها می‌نویسم، از هرچه که بتوانم. گمان می‌کنم که منظم‌نویسی به ما کمک می‌کند تا منسجم‌تر فکر کنیم. وبلاگ‌نویسی روزانه در ما حس تعهد و تحمل رنج – رنج بسیار زیاد نوشتن و خیره شدن به صفحه سفید خالی – را آسان می‌کند.

من در روز نوشت‌ها از آدم‌ها می‌نویسم، از چیزهایی که مربوط به وجود انسانی‌مان می‌شوند تا ادبیات و هنر؛ از کامپیوتر و برنامه‌نویسی و بعضی از پروژه‌های متن‌بازی که من را با انگیزه نگه می‌دارند.

در روزنوشت‌ها من به تمام خودم هستم؛ بدون هیچ فیلتر یا نقابی. و این ارزشمندترین هدیه این نوع نوشتار به من بوده. 🙂