Loading...

خیال چگونه ما را نجات می‌دهد؟ داستان یک پروژه‌ی خنده‌دار!

ما برده‌ی عادت‌های کوچکیم. از آن‌طرف چیزی داریم قدرتمند که همیشه با ماست. خیال خیال ابزاری‌ست که انحصارا در ما نصب شده است. احتمالا یکی از جدی‌ترین نشانه‌های آزادیِ ما. شنیده‌اید که آدم‌ها حبس می‌شوند اما خیال‌هایشان نه. حتی بهتر، آدم‌ها می‌میرند اما خیال‌هایشان نه. شوپنهاور جایی گفته: زندگی آونگی‌ست میان رنج و ملال! من با شوپنهاور موافقم. ما برای فرار از رنج است که به سراغ لذت‌های لحظه‌ای می‌رویم و بعد به ملال می‌رسیم.

هنر همیشه بر حق بودن

«هنر همیشه بر حق بودن» آن‌جا که مسئله از دید ما تعریف می‌شود، به صورت پیش‌فرض درون ما وجود دارد. ما می‌دانیم که چگونه در بحث پیروز شویم. ما اغلب خودمان را شخصیت درست ماجرا می‌دانیم. اگر در مجادلات از هر یک از طرفین بپرسید که چه کسی را بر حق می‌دانند، لیست‌شان تنها شامل یک اسم است: «من» این استعداد ذاتی، می‌تواند تبدیل به کارآمدترین سلاحی که داشته‌ایم بشود. برای شناخت دقیق خودمان.

تاریخ شفاهی عکاسی

تاریخ شفاهی عکاسی را با اختراع دوربین، شروع می‌کنند. دوربین آمد برای دیدن و منتظر ماندن. برای مکث. اول نقاشان را نجات داد؛ از به تصویر کشیدن دنیایی که قبلا وجود داشت. بعد جاودانگی مشترک شد بین این دو. درباره تاریخ شفاهی عکاسی عکس را با آن لبخند و ژست همیشگی‌اش می‌گذارد روی صفحه. نگاه می‌کند. می‌پرسم چرا؟ و نمی‌گوید. عکس‌ها می‌ماندند با آدم‌های درون‌شان، در آدم‌های بیرون‌شان. که اصل بر دیدن شد و آوردن درونی‌ها به بیرون.